علي بن حسين انصارى شيرازى

68

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

بعضى گويند گرم است و آنچه محقق بود چون بغايت شيرين بود طبيعت آن گرم است ادرار بول كند و كلف و بهق زايل گرداند و در تخم وى جلا بيشتر بود كه در جرم وى و پوست وى چون بر پيشانى چسبانند منع نزول آب بكند و گوشت وى خوردن سنگ مثانه و گرده بريزاند خاصه از آن گرده و دو درم بيخ وى چون بجوشانند و بياشامند قى بىزحمت آورد و خربزه مستحيل گردد بدان خلط كه در معده زيادت بود و مرخى احشا بود و هيضه آورد و چون در معده تباه شود سم شود مصلح وى سكنجبين ساده بود كه بعد از وى بخورند و بايد كه در ميان دو طعام نخورند و اگر در معده تباه گردد بايد كه قى كند و در معده رها نكند و اگر پوست وى در حمام بر خود بمالند اندام را پاك گرداند خاصه لون روى را و اگر خشك كرده عوض اشنان بدان دست بشويند زهومت زايل كند و اگر پوست وى خشك كرده در ديگى كه گوشت غليظ باشد اندازند زود پخته شود و مهرا گردد صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بطيخ لغت رومى است و بيونانى فافس گويند لاتين CUCUMIS MELO فرانسه MELONE SUCRE انگليسى MELON PLANT بطيخ رقى بطيخ هندى است و بطيخ سندى نيز گويند و بپارسى خربزه هندى گويند و به تبريزى هندوانه و بشيرازى خيار كدو و بهترين وى شيرين آبدار بود و طبيعت وى سرد و تر است در دوم نافع بود جهت مرضهاى گرم و تبهاى محرقه و مزاجهاى گرم تشنگى بنشاند و چون با سكنجبين بياشامند بول براند و مثانه بشوياند و آب وى چون با قند بود در تبريد زياده بود و مضر بود به پيران و مزاجهاى سرد و خون بد از وى حاصل شود و در جگر بلغم انگيزد و مصلح وى قند است يا عسل كه با وى خورند يا بعد از وى صاحب مخزن الادويه تحت عنوان بطيخ هندى مىنويسد : بطيخ رقى و بطيخ اخضر نيز باشد و به عربى الاغ و دابوقه نيز به فارسى خربوزه هندى و معروف به هندوانه است و بهندى تربوز باشد لاتين CITRULLUS VULGARIS فرانسه PASTEQUE انگليسى WATER MELON بط گوشت وى بسيار رطوبت و حرارت بود و ترتر از مرغهاى ديگر آبى بود اما ديرتر از معده بگذرد و پيه وى مسكن وجع‌ها و لدع‌ها كه در عمق بدن باشد بود و فاضل‌تر از پيه مجموع مرغها بود و گوشت وى لون را صافى كند و آواز و باه را زيادت كند و فربهى آورد و چون هضم شود غذا بسيار دهد ليكن دير هضم شود و ثقيل بود و خون نيك از وى متولد شود و مصلح وى آنست كه با سركه و ابازير گرم بپزند و اگر بريان كنند بروغن زيت چرب كنند و پياز اندرون وى كنند و يك‌دو دانه سير خشك و اگر به اسفيدباج پزند نخود و گندنا و دارچينى در وى كنند و اندرون وى به گشنيز و كرفس و سداب و يكدو دانه سير بياگنند صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بط به فارسى اردك و بهندى چينابدك و بتخ نيز نامند و آن صنفى از طيور آبى است ابلق مختلف الالوان لاتين ANAS BOSCHAS فرانسه CANARD انگليسى DUCK بطراخيون كبيكج است و گفته شود بطم شجرهء حب الخضرا است و گفته شود و بپارسى درخت بنه و در باب حا با حبة الخضرا گفته شود بطر اساليون فطر اساليون است و گفته شود و معنى آن كرفس جبلى است بطرا بيونانى كوه و ساليون كرفس است